تبليغاتX
دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی
اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان ثابت کرد...(دکتر علی شریعتی)

مهدی و حامد

این وبلاگ تقدیم به معلم شهیدم
دکتر علی شریعتی

تا سحر اي شمع بر بالین من
امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه ی غم ناگهان بر دل نشست
رحم کن امشب مرا غمخوار باش

آه ای یاران بفریادم رسید
ورنه مرگ امشب بفریادم رسد
ترسم آن شیرینتر از جانم ز راه
چون به دام مرگ افتادم رسد

گریه و فریاد بس کن شمع من!
بر دل ریشم نمک دیگر مپاش
قصه’ بیتابی دل پیش من
بیش از این دیگر مگو خاموش باش

همدم من مونس من شمع من
جز توام در این جهان غمخوار کو
ون دراین صحرای وحشتزای مرگ
وای بر من وای برمن یار کو؟

وندرین زندان امشب شمع من
دست خواهم شستن از این زندگی
تا که فردا هچو شیران بشکنند
ملتم زنجیرهای بندگی

معلم شهید دکتر علی شریعتی

یا علی
mehdi_shariati2000@yahoo.com

» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» اردیبهشت 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» آذر 1386
» مهر 1386
» شهریور 1386
» مرداد 1386
» خرداد 1386
» اردیبهشت 1386
» فروردین 1386
» اسفند 1385
» بهمن 1385
» دی 1385
» آذر 1385
» آبان 1385
» مهر 1385
» شهریور 1385
» ياهو
» گوگل
» طالقانی + شریعتی + عدالت + آزادی + اسلام
» سهروردی+شریعتی+برشت
» مویه و نفرین
» قلم توتم من است + همين جوري
» معلم شهادت،شهادتت مبارك شريعتي + چمران
» ماهي مرده نباشيم،بايد خلاف جهت آب مسيرم باشد
» نوروز
» امت و امامت يوسفي اشكوري گنجي نقد شريعتي
» آرمان هاي مستضعفان
» كربلاي امروز gaza

طالقانی + شریعتی + عدالت + آزادی + اسلام دوشنبه شانزدهم شهریور 1388

 

به نام او

 

بابای خوب !

آیا زین پس جمعه های تکرار بی قراری را

باید پشت پنجره ی بخار گرفته ی پاییز هدر داد؟

بابای خوب !

فردا چه کنیم ؟

فردا که در صحنه با قرآن، خیل بزرگ خوارج

پاره پاره کلام ال... را بر سر نیزه خواهند کرد

تا به نام "ناس" به کام "خاص" بریزند.

                  پریرخ 1358

 

 

سنگفرش های تقویم چه تو خالی اند !عصرگاه قدمهای تابستانی،کسل میشویم،قدمها پوچ میشود در تقویم تاریخ،میان این همه خانه های پر از خلا. ،قدم میزنیم،موجی می آید،رادیو تقویم تاریکش را میخواند ... امروز نوزده شهریور ماه سال یک هزارو سیصد و ... برابر با ...

تنها دو قدم از خانه ی ژاله ی شهید که گذشتیم به نوزدهمین روز رسیدیم،در قدمهایمان رعشه می افتد اما تزلزل نه،نوزدهمین روز بود که خانه تاریک شد،بابای خوبمان رفت ...

از باغ طوس تا طالقان،از بلندیهای طالقان تا سنگ نقش های طاق بستان،از شیشه های بخار گرفته ی زندان قزاق بخارا تا بازارهای شلوغ و بیهوده ی آستارا،از مازندران تا جای جای این سرزمین،آزادگان یتیم شدند.

این خانه تاریک است ...

 

بابای خوب !

امروز چه کنیم ؟

امروز که در صحنه ...

.............................................................

* استبداد زیر پرده ی دین را کنار بگذارید *

 

"تحمیل کردن به نام دین خطرناکترین تحمیلات است، یعنی آنچه از خدا نیست، از جانب حق نیست، آنها را به اسم خدا به دست و پای مردم ببندند، حق اعتراض به کسی ندهند، حق انتقاد ندهند، حق فعالیت آزاد به مسلمانها و مردم ندهند… دعوت اسلام به رحمت و آزادی است… باید از همان قدم اول پرچم رحمت را باز کنیم…

حتی به پیغمبرش با آن عظمت میگوید با مردم مشورت کن، به اینها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند. هنوز در مجلس خبرگان بحث میکنند که این اصل اساسی قرآن به چه صورت پیاده شود. میدانم چرا نکردند…. علی فرمود هرکس استبداد کند، هلاک میشود… بروید دنبال کارتان، بگذارید این مردم مسئولیت پیدا کنند…خود رایی و خودخواهی را کنار بگذارید، تحمیل عقیده را کنار بگذارید، استبداد زیر پرده دین را کنار بزنید"

 

آیت الله سيد محمود طالقانی

 

طالقانی که من میشناسم این بود،فریاد بود،ابوذر وار مرد مبارزه بود،مسخ شده ی منابر نبود یا مجذوب کاخ شنی مدرنیست یا پایبند به خرافات سنتی خشک،طالقانی که من میشناسم این است،طالقانی هدایت،مهربان بود اما منفعل نبود،صبور بود اما بیراهه را تاب نمی آورد ... حالا که از آن سالها دور شده ایم هر که میخواهد از حافظه ی ضعیف اجتماعیمان سو استفاده کند بکند،هر چه میخواهد بگوید، اصلا مثل همیشه صدا با سیمايش بنشینند و با تیغی برنده و کمی چسب،یک عدد مداد طراحی و به مقدار کافی رنگ،تابلویی از طالقانی ترسیم و تدوین کنند که شرم می آید از گفتنش .... هرچه میخواهند بکنند که دور دور آنهاست اما طالقانی من اعلامیه‌های معروف به "دیکتاتور خون می ریزد است"، طالقانی من فریاد خسته ی آزادی بود ...

طالقانی من این بود و هست،مبارز آزادی،مدافع مستضعفان،مخالف استبداد.

و اینچنین مردی یقینا تنهاست !

 

سالشمار زندگی آیت‌الله سيد محمود علايي طالقانی


1289 (15 اسفند): تولد در روستای گلیرد، طالقان
1294: ورود به مکتبخانه روستای گلیرد
1298: هجرت به تهران و سکونت در محله‌ی قنات‌ آباد
1300: تحصیل در مدارس رضویه و فیضیه قم
1310: فوت پدر
1310: هجرت به نجف اشرف و ادامه‌ی تحصیل نزد علمای بزرگ نجف
1316: کسب درجه‌ی اجتهاد از آیت‌الله اصفهانی و آیت‌الله حائری در قم
1316: اقامت در تهران، آغاز تدریس در مدرسه‌ی سپهسالار (شهید مطهری) و ازدواج در همین سال.
1318: آغاز مبارزه علیه حکومت طاغوت، دستگیری و حبس به مدت شش ماه.
1320: تشکیل کانون اسلام، انتشار مجله‌ی دانش‌آموز، همکاری با گروه‌های مبارز.
1327: آغاز فعالیت در مسجد هدایت (پایگاه مبارزان) و امام جماعت شدن در آن مسجد.
1330: همکاری و حمایت از گروه‌های مختلف مبارز مثل «جبهه‌‌ی ملی»
1334: پیوستن به نهضت مقاومت ملی
1336: پناه دادن به تحت تعقیب قرار گرفتگان گروه «فداییان اسلام» و زندانی شدن در همین رابطه
1338: مسافرت به مصر به نمایندگی از طرف آیت‌الله بروجردی و رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت که شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر بود، شرکت در کنگره‌ی اسلامی دارالتقریب قاهره، ملاقات با جمال‌عبدالناصر.
1339: تشکیل جلسات به منظور فشار و تحلیل مسائل اجتماعی کشور

1340: سفر به بیت‌المقدس به منظور شرکت در برنامه‌ی مؤتر الاسلامی، آشنا شدن با مشکلات و رنج‌های مردم آواره و ستمدیده فلسطین.
1340: تأسیس نهضت آزادی به همراه مهندس بازرگان، دکتر سحابی و …
1341: (3 بهمن) بازداشت توسط مأموران شاه در منزل
1342: شرکت در قیام مردمی پانزدهم خرداد، انتشار اعلامیه‌ی معروف و مهیج و افشا کننده‌ی «دیکتاتور خون می‌ریزد!» دستگیری مجدد ایشان.
1346: (9 آبان) آزادی از زندان
1350: تبعید به زابل و بافت به مدت یک سال و نیم به علت حمایت از مردم فلسطین.
1354: لو رفتن توسط افراد گروهک سازمان مجاهدین، دستگیری مجدد ایشان.
1357: (8 آبان) آزادی از زندان قصر
1357؛ سازماندهی و راه‌اندازی راهپیمایی میلیونی تاسوعا و عاشورا، عضویت در شورای انقلاب
1358: (5 مرداد) منصوب شدن به عنوان اولین امام جمعه تهران از طرف امام خمینی و خواندن اولین نماز جمعه در دانشگاه تهران.
1358: (16 مرداد) انتخاب شدن به عنوان نماینده‌ی مجلس خبرگان از سوی مردم تهران
1358: (19 شهریور) پس از سال ها مبارزه، تبعید و زندانی شدن از زمین خاکی به دیار باقی شتافت.

***********************************************

 

وقتی آزادی نیست و استبداد حاکم است محال است عدالتی در جریان باشد

 

معلم شهید دکتر علی شریعتی

 

 

 


سهروردی+شریعتی+برشت دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

به نام او

در کوی خرابات بسی رندانند               کز لوح وجود سرها می خوانند

 بیرون ز شتر گربه ی احوال فلک         بینند شگفتها و خر می مانند

عقل سرخ,شیخ اشراق . . . همیشه دوست داشتم که از سهروردی آنچنان بدانم که مطلب زیبایی بتوانم بیادش بنگارم اما افسوس که او در لابلای ورقهای تاریخ تعصب ما گم شد.

سهروردی از لحاظ تاریخی  بعد از پور سینا و قبل از ملاصدرا میزیسته است اما هیچوقت چنان که شایسته ی نام و یادگارهای او بود از او سخن به میان نیامد.

چرا؟؟؟

او در تلاش بود تا عرفان اسلامی را با حکمت باستانی ایران پیوند زند و این بس گران می آمد بر متعصبانی که دین را بتی غیر قابل انعطاف میخواستند برای راحتی و جبرشان و همین عصیان سرخ سهروردی سبب شد تا فقها فتوا به مرگش دهند.

این بود یکی از پاسخهای آن چرا. چرا از سهروردی حرفی زنده به میان نمی آید؟

باشد تا یاد این گرامی مرد پارسی را به نکو یی والا داریم.

 

................................................................................................

سالگرد انقلاب بزرگ مشروطه بود....

رد پای استبداد ویرانی و مرگ است

مشروطیت+مان مبارک !!!

.......................................................................................

کلاسیک ها در تاریک ترین و خون بارترین دوران میزیستند.

هم آنان سرخوشترین و اعتمادانگیزترین آدمیان نیز بودند.

 

برتولت برشت, (داستانکهای فلسفی_فیل),نشر مشکی

 

..........................................................................

آنکه بعنوان اسلام از اسلام دفاع میکند اصلا اسلام را نمیشناسد.از چیزی که نمیشناسد دفاع میکند.آنکسی که بنام علم امروز رد میکند دین را  باز چیزی را رد میکند که نمیشناسد.بنابراین دو کفه هردو در نداشتن و نفهمیدن هردو مساوی هستند.....

...و ما باید خودمان دست بکار بشویم...

 

معلم شهید دکتر علی شریعتی


مویه و نفرین یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388

خسته شدم

            دوست دارم مویه کنم

ایمان بیاورید به فصل سردمان

چه باید می کردیم ما دهه ی شصتی ها؟؟؟

دهه ی شصتی...

دهه ی شصت...

دهه ی...

 

دهه ی نفرین شدگان زمین و آسمان

 آسمان

آسمانی خاموش

 

 

شاه سیاه پوشان را خندیدیم

گفتند دلقکند

گریستیم

گفتند خوشند و بی غم نان

ایستادیم

گفتند تنبلند

نشستیم

گفتند ضعیفند

جنگیدیم

گفتند منحرف

خشکیدیم

گفتند با ایمان

می میریم و می گویند:"با حماقتی مردند...

زندگی از آن ما شد تا نباشند

 

 

می خواهم مویه کنم

 


قلم توتم من است + همين جوري دوشنبه بیست و دوم تیر 1388

او

به همه ميشود يك بار دروغ گفت

به يك نفر مي شود هميشه دروغ گفت

به همه نمي شود هميشه دروغ گفت

(در ايران باستان  حكم دروغگو  اعدام بود...)

..............................................................................

_____________________________________________

The image “http://www.anarestannews.ir/Portals/0/ghalam.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


به سرم مي زند

بنويسم

قلم مي زنم

نمي نويسد

قلم را ميزنم

نمي نويسد

قلم، ميزند

اما باز نمي نويسد

.

.

.

....................................... نمي نو...


The image “http://www.webnegasht.net/iran/images/khat1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

و قلم توتم من است

...................................................................


The image “http://www.teachenglishinasia.net/files/u2/lily_pad_lotus_flower.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

لوتوس

نماد كوروش

نيلوفر آبي


بياد كساني كه اسطوره شدند


نوحه نخوان


زنده باش و زندگي كن




معلم شهادت،شهادتت مبارك شريعتي + چمران دوشنبه یکم تیر 1388

به نام او

شهيد شاهد،شهادتت گرامي


افسوس...

كه ايستاده بر درگاه؟

آن شال سبز را از شانه ي خود بردار

بر گونه هاي تو،آيا شيارها

زخم سياه زمستان است؟

در چشم من،

هميشه زمستان است . . .

از خون من بيا بپوش ردايي

من غرق ميشوم

در برودت دعوت

اي سرزمين من،

اي خوب جاودانه ي برهنه،

قلبت كجاي زمين است...

اي سوگوار سبز بهار،

اين جامه ي سياه معلق را

چگونه پيوندي است

با سرزمين من؟

تن تو، دنيايي از چشم است...

بايد كه دوست بداريم ياران!

بايد كه چون خزر بخروشيم.

فريادهاي ما اگرچه رسا نيست

بايد يكي شود.

بايد بهار

در چشم كودكان جاده ي "ري"،

سبز و شكفته و شاداب

بايد بهار را بشناسند

بايد "جواديه"بر پل بنا شود

پل

اين شانه هاي ما.

دستي هميشه منتظر دست ديگرست،

چشمي هميشه هست كه نمي خوابد. . .

دستان تو

كه ياراي دشنه گرفتن نيست اما

آواز تو

گلوله ي آغاز

كه بال گشودست بجانب ديوار. . .

اينك،

صداي آن يار بيدريغ

گل مي كند

در سبزترين سكوت

و گلهاي هرزه را

در بارش مداوم خويش

درو ميكند. . .

پيكار مي كنم

مي ميرم. . .

اينست عشق من

ميداني

من ايرانيم . . .

‌‌‍(اشعار پيوند داده شده، از خسرو گلسرخي)

...............................................................


...............................................................

The image “http://4.bp.blogspot.com/_n9pCL3OsLVk/ST5LLuPdBGI/AAAAAAAAAng/dU8iIqk8bas/s400/3%D8%A7%D8%B0%D8%B1+%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.bmp” cannot be displayed, because it contains errors.

نيكسون-شاه

و

سه يار دبستاني(احمدقندچي،آذر شريعت رضوي،مصطفي بزرگ نيا)

او


اگر اجباري كه به زنده ماندنم دارم نبود،خود را در برابر دانشگاه آتش ميزدم،همانجايي كه بيست و دو سال پيش،آذرمان،در آتش بيداد سوخت،او را در پيش پاي نيكسون قرباني كردند!

اين"سه يار دبستاني"كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند.هنوز از تحصيلاتشان فراغت نيافته اند.نخواستند_همچون ديگران_كوپن ناني بگيرند و از پشت ميز دانشگاه،به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خويش فروبرند.از آن سال چندين دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند،اما اين سه تن ماندند تا هركه را ميآيد بياموزند،هر كه را ميرود سفارش كنند.آنها هرگز نميروند،هميشه خواهند ماند،آنها "شهيد"ند.اين "سه قطره خون"كه بر چهره ي دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است. . . .

The image “http://www.sharemation.com/mahmadi/167.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

آنچه نگرانم كرده است،ناتمام مردن نيست.مردن اگر خوب انجام شود،ديگران كار را تمام خواهند كرد و شايد بهتر،اما ترسم از"نفله"شدن است.با دست دشمن سر به نيست كردن و به گردن دوست انداختن.ديروز قيل و قال "كافي"ها براي اين بود،نشد. اكنون بيشرمي كيهان ها شايد براي همين است.

جهل و تعصب "مارقين" و حسد و خيانت "ناكثين" هميشه هيزم كش آتشي بوده است كه "قاسطين" برپا ميكرده اند....

قسمتي از وصيت نامه ي ناتمام معلم شهيد دكتر علي شريعتي

The image “http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/06/94680_158.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

و


شهيد قلب تاريخ است . . .




» Dr.shariati.org
» dr.Ali Shariati
» هيچ كس
» پارميدا
» فریاد سوخته
» وحيد
» blogfa
» tanhatarin
» بوي ياس
» امير (شمع كوير)
» شاهورديخان
» گفتگو هاي تنهايي
» حرفهای ناتمام(معلم شهید علی شریعتی)
» پيام بامداد(نيما)
» راه شريعتي
» فریادحق طلبی
» وبلاگ دكتر علي شريعتي
» فرزندان ايران
» هفت حرف
» وبلاگ دوستاران شریعتی
» a girl that full of LOVE
» محمد امين تاجور(مات) تشيع علوي
» azadi e IRAN
» kochaktarin...tanhatarin
» harfe dele ye bidel
» zemestan
» علیرضارضائی
» ققنوس ايراني
» نازآفرين
» موحد(توحيد صفاتي)
» عضو شو بازي كن
» س.اميد (ادبي)
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme