قاصدک هان چه خبر آوردی؟؟؟
به نام او
برادران و خواهران
اکنون شهیدان مرده اند و ما
مردگان
زنده اییم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلم برایت تنگ شده بود
برای فریادت
صدای هم همه ی جمعیت
وبغض همیشگیت
دلم برای خودم تنگ شده بود
برای شوری که داشتم
برای رنجی که می بردم
دلم برای نوشتن
نوشتن درین کلبه ی تاریک
فارغ از هر چیز
از تو نوشتن
دلم برای همه تنگ شد
تنگتر
برای دوستان خوبی که اینجا داشتم
میخواهم به تک تکشان سر بزنم
آیا هنوز هستند...!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمیبندم
خردک شرری هست هنوز
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم میگریند
قاصد روزان ابری
داروگ
کی میرسد باران
(نیما اخوان ثالث)!
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20:41 توسط مهدی و حامد
|