تقي رحماني: دانشگاه خاستگاه آزاديخواهی و عدالتطلبیبود، سه دانشجوي شهيدي كه نماد 16 آذر هستند هم براي اين هدفها كشته شدند. ما بايد ناسيونال دموكراسي غيرمتمركزي را طلب كنيم كه همه در راه آنبكوشند چراكه ملت ايران متشكل از اقوام و تفكرهاي مختلف است. استمراربهتر از يك بار حركت كردن است. اين تجربه كسي است كه 33 سال فعاليت سياسي كردهو 14 سال را در زندان به سر برده است. ما نياز به گفتوگو و تحمل مخالف داريم. درستاست كه ما آسمان پرستارهاي داريم از سه شهيد 16 آذر، عزت ابراهيم نژاد و ... امازمين ما تاريك است. ميشود يك شعار داد و كار را تمام كرد اما بايد ديد كه نتيجهاشچه ميشود. دانشجو بايد خاستگاهتعاملات باشد. يك طرفه كردن شعارها به جايي نميرسد. ما نياز به درك يكديگر داريمچراكه طبقه متوسطه ما ضعيفتر از اين است كه به دموكراسي برسد. اگر دانشگاه نتواندفضاي گفتوگو را فراهم كند، ناچاريم، مثل اكنون اين گونه مراسم را در اين شرايطبرگزار كنيم. جامعهاي زنده است كه دانشجوخارج از دانشگاه هم به آزادي و سياست بپردازد. اگر جنبش دانشجويي و جريان سياسي درتاريخ ميتوانست جامعه را به سمت نهادينه كردن دموكراسي در آن پيش ببرد، وضع بهتريداشتيم. ما در دنياييزندگي ميكنيم كه هر كسي به فكر منافع خود است. اگر در طول تاريخ نهضت ملي موفقنشده، شعارها به انحراف كشيده شده و اصلاحات موفق نشده است، بايد امروز دانشگاه راخانه آزادي قرار دهيمو يكديگر را تحمل كنيم
منبع:سایت احسان شریعتی
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 10:48 توسط مهدی و حامد
|
این وبلاگ تقدیم به معلم شهیدم دکتر علی شریعتی
تا سحر اي شمع بر بالین من امشب از بهر خدا بیدار باش سایه ی غم ناگهان بر دل نشست رحم کن امشب مرا غمخوار باش
آه ای یاران بفریادم رسید ورنه مرگ امشب بفریادم رسد ترسم آن شیرینتر از جانم ز راه چون به دام مرگ افتادم رسد
گریه و فریاد بس کن شمع من! بر دل ریشم نمک دیگر مپاش قصه’ بیتابی دل پیش من بیش از این دیگر مگو خاموش باش
همدم من مونس من شمع من جز توام در این جهان غمخوار کو ون دراین صحرای وحشتزای مرگ وای بر من وای برمن یار کو؟
وندرین زندان امشب شمع من دست خواهم شستن از این زندگی تا که فردا هچو شیران بشکنند ملتم زنجیرهای بندگی